| |
|
عمریست که ویران شده ام / ساکت و سرد و پریشان شده ام
تا تو آیی و مرا دریابی / من اسیر شب طوفان شده ام . . .بازامشب غزلی کنج دلم زندانی است / آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است
هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد / های های دل دیوانه من پنهانی است . . . | |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 13:57  توسط سوگند
|
سلام:
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 10:30  توسط سوگند
|